18/11/2022
#اعترافات پسران پس از مرگ مادر - اوج دل شکستگی و ندامت؛
مّا پنج پسر هستیم، یکروز پس از وفات مادرمان، با هم نزدیک شدیم و عهد کردیم تا هر کدام از مّا به بزرگترین اتفاقیکه برای او و مادر افتاده است، اعتراف کنیم. سپس آنها پس از مرگ مادرشان، عمیقاً پشیمان شدند.
اولی گفت: هزار دینار برای إجاره خانه داشتم و فردای آنروز که دچارِ بحرانِ مالی شدم، صاحبِخانه آمد و تمامِ مبلغ را بخشید و کرایه را برایم کم کرد. بنابراین، از همسر و فرزندانم خواستم که به مادرم چیزی نگویند تا من در چشم او بدهکار بمانم و تا از من پول طلب نکند.
- و ای کاش اینکار را نمیکردم!
وقتی مادرم وفات کرد، اوضاع بر من سخت و تنگ شد، زیرا توفیق من و فرزندانم به خاطر دعای او برای مّا بود. پس یکی از درهای بهشت بسته شد!
دومی گفت: بین من و مادرم بر سر یک موضوعِ پیش پاافتادهای دنیوی، اختلاف شد و من حرفش را قطع کردم، چند هفته گذشت و هر گاه وسوسه میشوم نزد او بروم، همسرم به من میگوید: تو با او گناه نکردی، اوست که تو و پسرت را نفرین کرده و رفتار او را دوست نداشت، سالها گذشت و پسرم برتر شد.
- و ای کاش اینکار را نمیکردم!
وقتی مادرم وفات کرد، پسرم به خارج از کشور سفر کرد و ناگهان از دنیا رفت و خداوند مرا از او محروم کرد، چون دعای مادرم دلیل موفقیت فرزندانم بود. پس یکی از درهای بهشت بسته شد!
سومی گفت: برخی مناسبتها میآمد، مانند روز مادر، و من گرانترین هدایا را برای همسرم میخریدم و به فرزندانم میدادم تا به مادرشان تقدیم کنند. و امَّا ارزانترین هدایا را برای مادرم میخریدم و به مادرم میگفتم: تو شرایط را میدانی، اگر با من بود، گرانترینها را برایت میخریدم. و او میگوید: «پسرم، تو زیباترین هدیه برای من هستی!» من حتی برای خانهام شکلات کارتن میخریدم و فقط یکی دو تکه به مادرم میدادم.
- و ای کاش اینکار را نمیکردم!
وقتی مادرم وفات کرد، خداوند آنرا به مادرم منتقل کرد و برکت خانه رفت و من فقیر شدم. پس یکی از درهای بهشت بسته شد!
چهارمی گفت: من و همسرم مایل بودیم آنچه را که میخریدیم یا هدیه میکردیم یا به دست میآوردیم از مادرم پنهان کنیم و فقط مادرم را در غم و اندوه و مصیبتها درگیر و دخالت میدادیم.
- و ای کاش اینکار را نمیکردم!
وقتی مادرم وفات کرد، پس از مدتی از مرگ مادرم، همسرم طلاق گرفت، تمام زندگیام تبدیل به جهنم شد زیرا موفقیت من با همسرم دعای مادرم بود. پس یکی از درهای بهشت بسته شد!
و پنجمی گفت: دستشویی مادرم بخاری نداشت تا آب را گرم کند و با آبِسرد وضو میگرفت و من با آبِگرم وضو میگرفتم و به او میگفتم: مادر، إنشاءالله برای گرم کردن آب برایت بخاری میخرم و در حالیکه لبخند میزد جوابم را میدهد: پسرم وقتی به تو نگاه میکنم از اینکه در کنارم هستی، احساس خوشحالی و گرمی میکنم.
- و ای کاش اینکار را نمیکردم!
وقتی مادرم وفات کرد، مُهم نیست چه لباسی بپوشم، دستانم سرد و مثل یخ میماند. پس یکی از درهای بهشت بسته شد!
و همه گفتند: ای کاش برمی گشت، مّا در حقش کوتاهی کردیم و زن و بچه مان را راضی کردیم، مادر اگر اندکی به او بدهی از آن خوشحال میشود و برایت دعای بزرگی میکند.
امَّا در مورد زن و بچه، هر چقدر هم که به آنها تقدیم کنید، همیشه شما را سرزنش میکنند و به شما میگویند که با مّا کوتاهی میکنید.
و توصیه به همه، مخصوصاً کسانیکه مادرشان را از دست ندادهاند؛ این است که تا دیر نشده از دیگران عبرت بگیرند، زیرا مرگ پیش از آمدن تاریخ تعیین نمیکند و نه قبل از آمدن إجازه میگیرد.
مادر کسی است که به خاطر تو خود را خسته و پیر کرد و از خوشبختیها محروم کرد، پشیمانی و دلشکستگی هیچ فایدهای برای غفلتکننده نسبت به مادر ندارد، و تا آخرین روز زندگیاش تلخی آنرا میبلعد، و همچنین آنچه از نافرمانی فرزندانش دریافت خواهد کرد!
همانطورکه نکوهش میکنید، محکوم خواهید شد، زیرا عدالت فرسوده نمیشود، گناه فراموش نمیکند، و بدهکار نمیمیرد، پس هر طورکه میخواهید باشید، و همانطورکه محکوم میکنید، محکوم خواهید شد.
اگر مطالعه کردی بنویس که مطالعه شد.